X
تبلیغات
رایتل
شنبه 15 تیر‌ماه سال 1387

روز شروع!

نوشته شده توسط اویس در ساعت 11:36 ب.ظ

به نام خدا

دفتر خاطراتش بود، داد دستم...گفت شما بنویسید!

نوشتم :

 

امروز روز اول ما شدن  بود!

امروز  روز ُنقطه  سرخط بود!

اما اگر می خواستم مثل اخبار بیست و یک برای آینده ام اطلاع رسانی  از یک واقعه ی  تاریخی کرده باشم

باید می نوشتم:

امروز 15/4/1387 میم نقطه و شهردار شهر ماه رسما به عقد هم در آمدند...

 

تا چه پیش آید!


ان الله علی کل شئ قدیر!

نظرات (11)
یکشنبه 16 تیر‌ماه سال 1387
|+| نوشته شده توسط طلبه در ساعت 06:35 ق.ظ
سلام .
تبریک و آرزوی یک زندگی سعادتمند .
یاعلی.
یکشنبه 16 تیر‌ماه سال 1387
|+| نوشته شده توسط سرگیجه ها در ساعت 12:26 ب.ظ
سلام
آقا مبارکه ایشاللا
به پای هم پیر بشید
بغضم گرفت اما دلیل این نیست که از ته دلم برای ازدواجتون خوشحال نباشم
یه بار گفتم باز هم می گم
خوب نگاهش کن
خوب
همین! مال هیچکس نیست!
پاسخ:
:) ایشالا برای خودت....به امید خدا.

یا علی مددی!
راستی علیک سلام
دوشنبه 17 تیر‌ماه سال 1387
|+| نوشته شده توسط ش ه ر د ا ر .... در ساعت 08:06 ب.ظ
بسم الله
سلام..
بابا شایعه است کی گفته اون دفتر خاطرات بوده ها؟؟؟
پاسخ:
دفتر ثبت نام بوده ها؟!:))))
سه‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1387
|+| نوشته شده توسط روستائی در ساعت 01:04 ق.ظ
مبارک است ...
سه‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1387
|+| نوشته شده توسط فاطمه در ساعت 10:21 ب.ظ
یا ضامن آهو

با یه سفر زیارتی مشهد به همراه دوستای اینترنتی چطورین؟؟

هیئت اینترنتی محبان الرضا ع اردوی مشهد رو برای جمع شدن دوباره ما دوره همدیگه تدارک دیده

برای ثبت نام بیاین اینجاwww.vasle.com
جمعه 21 تیر‌ماه سال 1387
|+| نوشته شده توسط پریا در ساعت 09:04 ق.ظ
ان شااله سالهای سال در کنار هم شاد باشید و این وصال موجب نزدیکی بیشترتون به خدا باشه
دوشنبه 24 تیر‌ماه سال 1387
|+| نوشته شده توسط عبدعاصی در ساعت 06:14 ب.ظ
سلام. عیدتون مبارک
مبارک باشه انشاالله
امیدوارم در کنار هم به بهترین آرزوهاتون برسید و هر دو جزء سربازای راستین اقا باشید.........
التماس دعا
اللهم عجل لولیک الفرج
پاسخ:
:) ممنونم....ان شا الله...

محتاجیم به دعا
یا علی
سه‌شنبه 25 تیر‌ماه سال 1387
|+| نوشته شده توسط تنها در ساعت 09:37 ق.ظ
سلام
محمود جان
دو سه هفته ای هست روی مثل گلت رو ندیدم.

لااقل به واسطه دعای کمیل مزار و یا عاشورای هفتگی می شد شما رو دید...
ولی فکر کنم الان عوامل نامعلومی از حضور شما در محافل عمومی جلوگیری می کنند!!
خوبه آخرش شما هم مجبور شدید یه Enter تو زندگی تون بزنید
ولی من تو یه سطر بینهایت در حال نوشتنم ...

شما که ما رو تو محفل جشنتون راه نمی دید.
از همین حالا مبارک باد رو می گم...
ولی محمود خدائیش این چند وقته خیلی زجر کشیدین و وزن بسیار کم کردین!!!
یه دخالت دوستانه ؟ نکنه بشینی دفتر خاطرات رو بخونی : خوب نیست خصوصیه؟
نکته دیگه دفتر خاطرات - دفتر ثبت نام - دفتر ثبت واقعه شما هر چی اسمشو بزارید : در بین آقایون یه اسم بیشتر نداره عهد نامه بندگیه
خوش و خرم باشید
پاسخ:
:)))))
سلام
چرا من گاهی میومدم...منتهی یه بار که برق رفت!!!!

حرف زیاد دارم...ایشالا اعتکاف ببینمت
سه‌شنبه 25 تیر‌ماه سال 1387
|+| نوشته شده توسط یکی که اول اسمش صادقه در ساعت 02:15 ب.ظ
سلام عزیز
چرا دیگه نمیای اون طرفا
پاسخ:
سلام

میام!!!!
پنج‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1387
|+| نوشته شده توسط یسنا در ساعت 11:32 ب.ظ
سلام .
خوبی؟
من به شهردار شهر ماه هم گفتم . امیدوارم که خوشبخت شید و موفق باشید .
اینم بگم: مبارک باشه
پاسخ:
سلام علیکم ... ممنونم
دوشنبه 31 تیر‌ماه سال 1387
|+| نوشته شده توسط مجاهد در ساعت 11:14 ب.ظ
سلام علیکم..
اینا رو برا همپای زندگی تون هم عارض شدم:
به به. به به.!
مبارکا باشه. خیلی خیلی خیلی هم مبارک باشه.!
اینطور وقت ها میگن که انشاءالله به پای هم پیر شید اما ما میگیم که انشاءالله دم به دم هم شهید شید.!
و انشاءالله که به عنایت خاصه حضرت مادر(س)، یه زندگی ولایتی و مهدوی داشته باشید..
دیره اما خب ما خیلی خوشحال شدیم از بابت این خبر..

بزرگواری می گفت ایمان های قبل از ازدواج، ایمان پفکی اند.! تازه بعد از ازدواجه که ایمان آدم رنگی که باید داشته باشه به خودش میگیره..
انشاءالله من بعد با ایمان راسختون ما رو دعا بفرمایید..

یازهرا(س)./
پاسخ:
علیکم السلام
ان شاالله توفیق این رو هم پیدا کنیم که بقول شما دم به دم هم شهید بشیم
.
.
من میفهمم این جمله ی اخر رو!
نظر بدهید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد