X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 25 بهمن‌ماه سال 1386

یک من...یک تو...

نوشته شده توسط اویس در ساعت 12:01 ق.ظ
وقتی صاحبت را گم کرده باشی!
آقا
ما دلمان خیلی کوچک است...کوچکتر از همین فندقهایی که با دندان میشکنیم و شکر زبانیش را هم با خوردنشان بالا می اندازیم تا نفس معیوبمان را راضی کنیم که بله! ما هم خیلی شکر گزاریم!
آقا ما دلمان خیلی کوچک است! انقدر که با یک حبه قند محلول قلبمان به حد اشباع میرسد!
دلمان تنگ است! مثل شلوار های امروزی!(مثالی ملموس تر از این بلد نبودم)
با یک آه دلمان می گیرد! با یک خنده دلمان باز می شود! تو که نباشی ، همینطور می شود دیگر!
تو که نباشی....مردم می توانند راحت به تو تهمت بزنند ! خرابت کنند!
تو که نباشی...آدم خودش هم تهمتها را باور می کند! مشکوک می شود! تو که نباشی دیگر میدان کشوری
بی صفاست ! (هر که نداند فکر می کند من هزار بار تو را آنجا دیده ام)
سرت را پایین می اندازی ... و بی خیال خاطرات چند سال قبل می شوی!
تو که نباشی .... من آواره می شود!....و یلان و مضطر می شود! تو که نباشی مسجد صاحب الزمان هم
میشود یک جای معمولی.... خوب حق داری بگویی تقصیر خودت است! حق داری بگویی خودت نخواستی!
خودت به چیزهای دیگر مشغول شدی! خودت نگذاشتی دل گنده شوی!!
حق داری!
ولی دلم می سوزد... برای خیالهای چند سال قبلم! دلم می سوزد برای آرزویت! برای خیمه ات!
برای روضه ی نخوانده ام ! برای نوازشت!
هنوز هم من فقط تو را دارم!
اما تو که خوش بحالت!عالمی حیرانت هستند! جان جهانی آقا!
.
.
.
السلام علیک یا ولی الله!
نظرات (10)
پنج‌شنبه 25 بهمن‌ماه سال 1386
|+| نوشته شده توسط آدم عجیب در ساعت 11:05 ق.ظ
سلام . بهتر است فقط سلام کنم . یا درود بفرستم . یا بنویسم مرگ بر امریکا . در غیر این صورت برای شما کامنت میگذارند که فلانی دیوانه ی روانی است و عذر خواهی میکنند که این دیوانه ی روانی شما را اذیت کرده .
پنج‌شنبه 25 بهمن‌ماه سال 1386
|+| نوشته شده توسط آدم عجیب در ساعت 08:17 ب.ظ
فکر میکنم باید معذرت خواهی کنم . البته یک بیمار روانی معذرت خواهیش هم بی معناست . ولی راستش را بخواهی دوستت دارم . خانم رها هم معذرت خواهی کرد . حالا یک یاعلی بگو ( من بگویم بی معناست چون اعتقاد ندارم ) و مرا ببخش . امیدوارم هیچگاه بی صاحب نمانی . هنوز ولی معتقدم که کپی کردن حرفم برای خانم رها و آن وبلاگ کار خوبی نبود . و به همان اندازه از حرفهای خودم به تو در آن کامنت خجلم . پایدار باشی
پاسخ:
سلام
جناب
ما دیگه حرفی با شما نداریم.

آن کس که ندارد به سر کوی تو راه!
از زندگی بی ثمر اش حاصل نیست!
والسلام
-----------------------------------------
ما بی صاحب نیستیم مثل شما!!!!!که هر جایی با شیم و هر لحظه زبانمان به حرفی متفاوت بچرخد!
ما صاحبمان را فقط گم کرده ایم!بین این شلوغیها!1
پنج‌شنبه 25 بهمن‌ماه سال 1386
|+| نوشته شده توسط سمیر در ساعت 10:22 ب.ظ
سلام
خدا توفیق داد این شعر واسآقا گفتم
اگه دوست داری بذلر رو وبلاگت
فکر می کنم با فضای وبلاگت بخونه
یا حق
((یه جمعه منور))
ابر سیاه نفرت ٬سایه زده رو احساس

دلا تو این روزگار٬ لبریز خستگی هاس

دنیا رو غم گرفته٬ چشما همیشه خیسن

تو این زمونه خوبی٬ زندونی بدی هاس

یه گوشه ای یه٬ شیطون تو جلد آدمیزاد

دلا رو می سوزونه ٬محشر دوباره بر پاس

به خاک و خون می کشن ٬مردم بیگناهو

از خون بیگناها ٬خشکی مثال دریاس

غصه و درد حقیقت ٬بی همزبونی قسمت

توی غبار وحشت ٬تصویری از یه رویاس

ابر سیاه نفرت٬ می باره بی مهابا

سیل مهیب حسرت٬ قاتل آرزو هاس

لحظه به لحظه غصه٬ رو هر دلی میکوبه

دلا دارن می شکنن٬ پناه دلها کجاس

غربت خنده هارو٬ می شه به سادگی دید

یه خندهء حقیقی٬ تو سحن لب کیمیاس

حتی شده گل آلود ٬زلال چشمه هامون

اشکای بی غل و غش٬ آرزوی دیده هاس

دشت قشنگ و سرسبز٬ درخت بید مجنون

رود همیشه جاری٬ فقط توی قصه هاس

اینجا همش کویره ٬یه شوره زار مطلق

اینجا فقط می شه کاشت٬ یه سایه از گل یاس

یه روز پر محبت ٬پیش مامان و بابا

یه روز بدون وحشت ٬آرزوی بچه هاس

دیگه نمیشه مهمون ٬رو پلکای خستمون

یه خواب ناز و راحت ٬بدون ترس و هراس

دلا با هم غریبن ٬دیگه محبتی نیست

به جای دوست دارم ٬روی لبا نا سزاس

یه حرف خوب و قشنگ٬ اگه کسی میزنه

اونم واسه تملق٬ برای کار دنیاس

دنیا رو غم گرفته٬ چشما همیشه خیسن

یه ((جمعه منور)) ٬تنها دلیل بقاس

حتی تو این کویرم٬ امید رویشی هست

یه روز تو این شوره زار ٬جوونه میزنه یاس

سفیر مهربونی٬ سوار بر ذوالجناح

به دست او ذوالفقار ٬مظهر عدل مولاس

فریاد مارو بشنو ٬ای نازنین زهرا

دنیای غرق ستم ٬چشم انتظار شماس

((سمیر))

((یامهدی ادرکنی))
جمعه 26 بهمن‌ماه سال 1386
|+| نوشته شده توسط غزال در ساعت 06:40 ب.ظ
سلام:
دل نوشته جالبی بود.
التماس دعا.
یا علی.
جمعه 26 بهمن‌ماه سال 1386
|+| نوشته شده توسط آدم عجیب در ساعت 07:38 ب.ظ
سلام
حرفم متفاوت نبود . اشتباهی کرده بودم و خواستم درستش کنم . البته که فکرها متفاوتند . اگر همه مثل هم فکر کنیم هیچکدام فکر نکرده ایم .
درست گفتی . من بدون صاحبم . چون می خواهم اینطور فکر کنم که خودم صاحب خودم هستم . عصیان در برابر پوچی و گمشدگی .
ولی باور نمیکنم که من حرفی نداشته باشید . آخر جستجوگر از همه کس میپرسد که : خانه دوست کجاست ؟
از هر رهگذری میپرسد .
شنبه 27 بهمن‌ماه سال 1386
|+| نوشته شده توسط لیلا در ساعت 11:50 ق.ظ
تنها می توانم بگویمش
به خوبا سر میزنی / مگه ما بدا دل نداریم؟؟؟؟

ندارمش/ این روزهای در گذر هیچ ندارم / هیچ
یکشنبه 28 بهمن‌ماه سال 1386
|+| نوشته شده توسط سمیر در ساعت 09:11 ب.ظ
قلبم اگر چز عاشقی خبط و گناهی کرده بود
بی شک هزاران سال قبل پیش از تولد مرده بود
یا حق
دوشنبه 29 بهمن‌ماه سال 1386
|+| نوشته شده توسط در ساعت 06:53 ق.ظ
سلام
شما نویسنده سلوک نیستین؟
باشه من لینک می کنم.
یا حق
پاسخ:
سلام
بله
خودم هستم.
دوشنبه 29 بهمن‌ماه سال 1386
|+| نوشته شده توسط چفیه در ساعت 12:59 ب.ظ
بنام خدا
سلام
ممنون که سر زدید
وبلاگ زیبا و با محتوایی دارید
در پناه حق باشید
یا علی
دوشنبه 29 بهمن‌ماه سال 1386
|+| نوشته شده توسط غزال در ساعت 06:29 ب.ظ
السلام :
خسته نباشید.
چشم.
انجام شد.
یا علی.
نظر بدهید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد